فکتورینگ یا خرید دین بهعنوان ابزاری نوین تأمین مالی، نقش مهمی در بهبود نقدینگی، کاهش ریسک و پایداری مالی بنگاههای کوچک و متوسط دارد، اما توسعه آن در ایران با موانع نهادی، اطلاعاتی و رفتاری مواجه است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی ابعاد مؤثر بر فکتورینگ و ارائه مدل مفهومی «الماس فکتورینگ» انجام شد.
روش پژوهش آمیخته و در دو مرحله کیفی و کمی بود. در مرحله کیفی، با مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۵ خبره مالی و بانکی، ۱۵ عامل حیاتی شناسایی شد. در مرحله کمی، عوامل با روش بهترین و بدترین وزندهی اولویتبندی شدند. تحلیل نهایی منجر به طراحی مدل پنجبعدی شامل ابعاد اجتماعی، نهادی-حقوقی، فناورانه، رفتاری-سازمانی و اقتصادی شد.
نتایج نشان داد سرمایه اجتماعی بیشترین وزن را دارد و بهعنوان محور مرکزی تعاملات مالی و گردش اطلاعات عمل میکند. پس از آن، نظام اعتبارسنجی، ویژگیهای فروشنده/طلبکار و ویژگیهای فکتور قرار گرفتند. زیرساختهای قانونی و فناورانه، ویژگیهای بدهکار و عوامل اجتماعی-فرهنگی نقش تکمیلی دارند و وزن پایین عوامل فقهی و صنعتی نشاندهنده موانع نهادی، اطلاعاتی و اعتمادمحور است.
مدل الماس فکتورینگ چشماندازی تازه برای تحلیل ابعاد مؤثر ارائه میدهد و میتواند مبنایی برای ارتقای سیاستگذاری، اعتمادسازی، توسعه فناوری مالی و بهبود کاربرد فکتورینگ در شرکتهای کوچک و متوسط باشد.